چرا تن به این رنج می دهد عشق عشق عشق

سلام به روی ماهتون. صبح اولین روز آذرماهتون بخیر و شادی!

هواشناسی گفته از امروز بارون میاد. حالا با توجه به اینکه خیلی وقتها پیش بینی ها برعکس میشه، ممکنه نیاد! فقط چقدر ابر!!!!!!!!!!!

عاقو اول تبریک میگم به آبانه عزیز و نوریای عزیزم که پنجشنبه تولدشون بوده. از ته دلم براتون از خدا میخوام یه زندگی آروم و شاد داشته باشید.قلبماچ

 


ادامه مطلب
شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳ | ٩:۳۸ ‎ق.ظ | آشتی | نظرات () |

سلاااااااااااام صبح شما بخیر و شادی و نیکی.

یه صبح دیگه و من ساعت 07:13 کارت زدم. نون به دست وارد اداره شدم و رفتم دیدم بچه ها هنوز نیومده اند. دو تا اومده بودند که خواب بودند. آخه اینا از هفت و نیم واسه شون حساب میشه در نتیجه زودتر که میان، میخوابند! ولی مال من، از هر ساعتی که بیام!

خلاصه غذاها رو گذاشتم تو یخچال و اومدم یه کم کار کردم و بعدش با خدماتی مون در مورد خونه های خرمدشت کرج حرفیدیم. خونه شون اونجاست. که قیمتها چه جوریه. دیگه بچه ها اومدند و بیدار شدند و صبحانه خوردیم تا الان که در خدمتتونم.


ادامه مطلب
سه‌شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۳ | ۸:۱٥ ‎ق.ظ | آشتی | نظرات () |

سلاااااااااام صبح همگی بخیر. من که میگم هوا گرمتر شده.

عاقو بنده همه دیشب رو سبک خوابیدم. یعنی حس میکردم خوابم ولی هر لحظه که دلم بخواد میتونم بیدار بشم. خلاصه که شش بیدار شدم و اومدم اداره. الانم در خدمت شما هستم. البته الان دو دقیقه به ساعت ده صبحه.


ادامه مطلب
دوشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩۳ | ٩:٥٧ ‎ق.ظ | آشتی | نظرات () |

سلااااااااااام صبح همگی بخیر و خوشی و شادی. یه شنبه دیگه و یه عالمه انرژی دیگه!

فکر کنم پست امروزم خیلی پراکنده گویی داشته باشه. حالا شروع کنم تا ببینم چی میشه!


ادامه مطلب
شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩۳ | ۸:۱۳ ‎ق.ظ | آشتی | نظرات () |

سلاااااااااام صبح همگی بخیر و شادی. ایشالا بشه زودتر بنویسم و پست کنم.

خوبید همگی ایشالا؟ من که کلللللللی انرژی دارم. کاستی های زندگی هست. ولی خوبم. کتف و گردنم از درد داره منفجر میشه ولی خوبم. چون خیالم راحته. چون دلم آرومه. و همین کافیه. وگرنه چه روزی میشه آدم بگه: امروز دیگه هییییییییچ ناراحتی ندارم! به قول معروف، اون روز مرده ایم!

زندگی همینه. همه چی درهمه! مشکلات، مانع زندگی نیستند، خود زندگی اند. مجموع اینا میشه زندگی. ولی خب، یه وقتهایی می بینید که چه جوری فشارمون میدن! اینجوری که جون میخواد از چشامون بزنه بیرون. ولی خب، نمیزنه بیرون و زندگی بازم ادامه خواهد داشت! و خود حضرت دوست هم میگه:

با هر سختی، آسانی قرار داده ایم!

پس دیگه ختم کلوم!


ادامه مطلب
چهارشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۳ | ۸:٤٤ ‎ق.ظ | آشتی | نظرات () |

سلااااااام صبح قشنگ همگی بخیر و شادی!

بازم دستها و قلب مهربون همه تون رو میبوسم! یعنی تمام دیروز صبح همه تونو تو دادسرا میدیدم و حس میکردم! همه انرژی های مثبتتون رو!بغل

ببخشید که بازم یه دستی مجبورم بنویسم!!!! دیروز دیدم 73 تا نظر برام گداشته اید!!! خب هنوز وقت نشده جواب بدم. یه فرصتی بهم بدید!


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩۳ | ٧:٤۱ ‎ق.ظ | آشتی | نظرات () |

سلام مهربونا.

فدای محبت و دل پاک همه تون که خدا میدونه تو دادسرا انرژی هاتون رو حس میکردم.

من خوبم و جریان مهدی هم به خیر گذشت! یه دستی نمیشه بنویسم و تازه یه ساعته رسیده ام سر کار. ایشالا سر فرصت می نویسم! فقط خواستم بدونید جریان رو که شکر خدا خوب بود!لبخند

بازم خدا رو شکر و بازم ممنون از همه تون!قلب

شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۳ | ۱:٢٩ ‎ب.ظ | آشتی | نظرات () |

سلااااااااااام!

اقا من یه دستی میخوام بنویسم! حتی اگه نوشتنش تا عصر طول بکشه! لااقل مهمها رو بنویسم!


ادامه مطلب
چهارشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۳ | ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ | آشتی | نظرات () |

www . night Skin . ir