چرا تن به این رنج می دهد عشق عشق عشق
 
قالب وبلاگ

سلام. صبح همگی بخیر. نظرات قشنگ همه تونو خوندم کم و بیش. منتها اجازه بدید اول این پست رو بذارم، بعد نظراتتون رو میذارم رو چشمم.قلبالبته اگه این پست به آخر برسه!!!!

یعنی از دیشب تا حالا اتفاقاتی افتاده که الان دارم با دور فوق تند می تایپم. اول نخواستم پست بذارم ولی بعد گفتم می نویسم. تا هرجا که شد ادامه میدم.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۳ ] [ ٩:٥٦ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلام. صبح همگی بخیر. ایشالا حالا همگی خوب باشه.

پنجشنبه پست گذاشته بودم و برای همین، دیروز دیگه نذاشتم. البته دیروز خیلی سرم شلوغ بود و کلی کار داشتم. نظراتتون رو گذری دیدم. گفتم اول بپستم، بعدش برم سراغ نظرات.


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ ] [ ۸:۱٩ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلام. صبح همگی بخیر.

این پنجشنبه هم من اومدم اداره. دیروز یه جلسه ای بود که عضو هیات مدیره گفت ساعت هشت و نیم بهم بزنگید که یادم باشه بیام. منم به همکار گفتم که ایشون گفت من سه هفته پشت سر هم اومده ام!

دیگه قرار شد من بیام! منم اومدم!


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۳ ] [ ٧:٥٩ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلااااااااااام. صبح سرد زمستونی تون بخیر. امروزم بره، فردا هم که چهارشنبه است بره، دیگه میشه آخر هفته!!!!!!

همه عمر داریم هفته ها رو می شمریم به امید آخر هفته ها! غافل از اینکه از عمر داره میره! یعنی من خودم اینجوری ام ها!!!!!!! یه جا هم که برای مصاحبه رفته بودم چند وقت پیش، حرف شنبه ها شد که من گفتم شنبه رو دوست دارم! مدیرعامله گفت: حسی به شنبه ندارم ولی عاشق چهارشنبه هام!!!!!!!نیشخند

 


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۳ ] [ ٧:٤٠ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلاااااااااام صبح سرد زمستونی همگی بخیر! آره میدونم اردبیل و تبریز سردتره ولی باور کنین اینجا هم خیلی سرده. یه سرمای خشک. البته من ترجیح میدم بارون نیاد! اونجور بارونی که نیم ساعت بباره و همه مریضی ها رو بذاره رو زمین و فقط ترافیک درست کنه و بشه حسرت واسه بقیه، نباره بهتره!!!!!!! اگه میخواد بیاد، خب حسابی دو سه روز بباره که یه دلی هم از عزا در بیاد!

نکته مهم: بگو آخه تو یه بنده ای که بیشتر نیستی! به تو چه مربوطه که بباره یا نباره. یا اصلا مگه دست توئه! دست یه نفره که برکتها هم از دست خودشه. بخواد می باره نخواد نمی باره!

والا!!!!!! با این نوناشون!!!!!!!!نیشخند

خوبین؟چشمک


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۳ ] [ ۸:۱٥ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلام به همگی. صبح پنجشنبه تون بخیر و شادی!

بله دیگه. وقتی سه هفته تو شیفتها نباشم و پنجشنبه هم نیام، بالاخره که باید بیام! اینه که الان در خدمتتون. ولی چه خدمتی! یککککککککک سرمایی خورده ام که اونورش ناپیدا! دلتون نخواد، اینقدر آبریزش دارم که چشمام که از خودش سایزش معمولی بود، الان شده اندازه نخود، اینجوری هم که ادامه داشته باشه، تا عصر میشه اندازه ماش!ابرو


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۳ ] [ ۸:٤٥ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلام. پیش از ظهرتون بخیر. چون دیگه ساعت ده و نیمه.

خوبید همگی؟!


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱٥ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلام. ساعت 07:24 بامداد. اینجا تهران است. منم آشتی هستم!!!!!!!!! چون از شهران اومدم، مجبور شدم زود بیدار شم و راه بیفتم. البته آقا مانی نذاشت من و مهدی تا صبح بخوابیم. حالا میگم چرا! به هر حال هستم. البته اینم بگم که این پست رو دارم از سالن کنفرانس اداره میذارم! روز چهارشنبه سیستمم آماده شد ولی دیگه نیومدم بشینم اینجا. چون ظهر رفتم مسجد. ولی الان اینجام و همه چیم رو هم آورده ام.


ادامه مطلب
[ شنبه ۱۳ دی ۱۳٩۳ ] [ ٧:٢٢ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلام به روی ماهتون. دیگه عادت کرده بودم هر روز بنویسم ها! ولی دیروز نشد بنویسم و انگار یه چیزی کم داشتم. البته خب، سیستم که مال خودم نیست. تا ظهر که درگیر بودم بعدش هم ظهر مشاور اومد و مجبور شدم سیستم رو به اون بدم. البته سیستم مال اونه ها! منتها چون ساعتی میاد و اغلب هم روزهای فرد، اینه که تا نیست، من میشینم پشت سیستمش. گاهی ریموت میزنم به سیستم قبلی خودم.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلاااااااااااااام به روی ماه همه تون. به دلهاتون و به اون گوهر وجودتون که خیلی می ارزه. خیلی قیمت داره و کاشکی هیچوقت نه یادمون بره نه گمش کنیم!

این سیستمی که من دارم الان باهاش بست میذارم یه جوریه بعضی وقتها. آخه من ریموت میزنم به سیستم قبلی که سر جای قبلیمه. اینه که این گاهی دچار مشکل میشه و فونت فارسی نداره. یعنی الان من حرف ب ندارم. خب منظورم ب نیست. منظورم همون حرفیه که باهاش اسم بریسا رو می نویسند!!!! همونی که عربها ندارند!‌ متوجه شدید که!!!نیشخند ویرگول هم ندارم!!!!!!! دیگه خودتون به کرمتون ببخشید!ماچ


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۸ دی ۱۳٩۳ ] [ ٧:٤٩ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلاااااااااام. صبح قنشگ زمستونی تون بخیر. هوا عجیب گرفته. خدا نکنه دل کسی تو این هوا بگیره. مگه دیگه باز میشه! آره که باز میشه!!!!! به شرطی که آسمون بباره. اونوقت دل همه مون سبک میشه. همین صبح از خدا میخوام دل همه رو شاد کنه. تن بچه ها رو سلامت کنه و همه هم سیر باشن. من دیگه حرفی ندارم!!!!!! و من الله توفیق!!


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳ ] [ ۸:۳٠ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلاااااااام به روی ماه همه تون. صبح قشنگ همگی بخیر و شادی و تندرستی و نیکی!قلب ساعت 07:36 صبحه. دیشب ساعت یک خوابیدم. تازه یک اومدم تو رختخواب ولی یادم نیست کی خوابم برد. مانی هم یه کم زودتر از من خوابید. در نتیجه صبح خوش خلق نبود. البته حق هم داره. از هفته پیش شنبه که اومده مهد، دیگه نیومده تا امروز! هفته قبلش هم نرفته، کلا دیگه یادش رفته بره مهد!


ادامه مطلب
[ شنبه ٦ دی ۱۳٩۳ ] [ ٧:۳٧ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلااااااااااام. صبح برفی همگی بخیر. البته هر کس هم که صبحش برفی نیست، بازم صبحش به خیر و شادی و نیکی. دیشب شهران بودم و عجب برفی می اومد.

ولی خب صبح زودتر از همیشه راه افتادم. میخواسم برم دنبال دوستم که خونه اش، نزدیک مامان ایناست. دوستم اس داده بود که امروز نمیاد اداره. منم اسم خدا رو آوردم و اومدم. به لطف همیشگی خدا، سالم رسیدم و البته صبح دیگه برف نمی اومد. ولی برفهای دیشب، رو شیشه ماشین یخ زده بود و با وجود اینکه مهدی دیشب یه مقداری از برفها رو از شیشه ماشین زدوده بود (!) ولی بازم طول کشید تا بقیه اش آب بشه.

مهم اینه که ساعت هفت کارت زدم و الان در خدمت شما عزیزانم.ماچ


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۳ دی ۱۳٩۳ ] [ ٧:٢٥ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

متاهلم و یه پسر چهار ساله دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

مرجع وبلاگ نویسان جوان


  • پرشین بلاگ | ایران بلاگ