چرا تن به این رنج می دهد عشق عشق عشق
 
قالب وبلاگ

سلااااااااااااااام، وای خدا! شکرت دوباره در اینجا باز شد! از جمعه شب، پرشین بلاگ داشت سرورهاشو به روز میکرد. یعنی خمار بودم ها!!!!!!!!!! اینایی که می بینید نوشتم، مال شنبه است. بعد مال یکشنبه هم اضافه شد:


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٩:۱٠ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلام. صبح همگی بخیر و شادی!قلب

اولش باید ازتون عذرخواهی کنم بابت اینکه میدونم دو روزه فکرتون مشغوله و واقعا اذیت شدید. حلالم کنید و منو ببخشید!نگران


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٧:٢٥ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلام.

ببخشید اگه پراکنده می نویسم. حالم اینه.


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٧:۳٥ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلاااااااااااااااااااام. صبح همگی بخیر. اصلا دلم نیومد امروز رو نیام و ننویسم و سلام نکنم! (چرا اینجوری شد؟ چرا افعال همه منفی شد؟!)

مثبتش میکنم! سلام. صبح بخیر. من امروز اومدم بنویسم که این حال خوبم رو باهاتون شریک بشم و یه سلامی عرض کنم خدمت همه!!!!!!!!!!بغل


ادامه مطلب
[ یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٧:۳٠ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلام به روی ماهتون. صبح قشنگتون بخیر.

صبح یه بار باز کردم اینجا رو که بنویسم، بعد دیدم نمیشه. دوباره درش رو بستم.

ولی الان دیگه باز کردم. و تصمیم گرفتم بنویسم. از خدا میخوام پست امروز بشه یه پست مثل همونها که دلم میخواد شنبه ها بذارم. خب میدونید، وقتی اینجا اینقدر مخاطب مهربون داره، آدم دلش نمیاد از ناراحتی هاش بگه!

خوبم ها، ولی خب، یه ذره گره ها افتاده رو هم و همین یه کم فشارم میده! توکل به خودش. میرم که بگم.


ادامه مطلب
[ شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٩:۳۱ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلام به روی ماه همه تون. فدای ابراز محبت هاتون که اینقدر صادقانه و خالصه.

حالم خوبه ولی نمیتونم بنویسم امروز. گفتم منتظرتون نذارم.

فدای همگی.بغل

راستی، صبح قشنگتون بخیر!قلبقلب

[ چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٧:٤٢ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلاااااااااااااااااام صبح همگی بخیر!!!!!!

به به از این صبح بهاری. به به از این زندگی. به به از این صبح که هممممممممه برکتها از همین صبحه. چقدر دلم میخواست الان کنار یه رودخونه بودم و کفشامو درمی آوردم و میرفتم توش.

آخییییییییییییش خواب از سرم ‌پرید! چای رو دم کنید؛ من یه کم دیگه تو آب می مونم بعد میام بیرون!!!!!!!!!!بغل


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٧:۳٠ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلااااااااااااام. صبح همگی بخیر.

بر خلاف اینکه همه میگن این شنبه خره، اصلا هم خر نیست و یکی از قشنگترین روزهاست. شاید کسانی مثل من، تو تعطیلات هم سر کار اومده ایم. ولی در حقیقت این شنبه، اولین شنبه کاری محسوب میشه و مطمئن باشیم که پرررررررره از برکت و نشاط. خیلی کارها رو میشه از همین امروز شروع کرد. باور کنید میشه. فقط باید بخوایم.

زندگی یعنی بگیم آب، و بخوریمش! به همین سادگی. چشمک بابت رسیدن به خیلی چیزها باید همین الان شروع کنیم. همین حالا!


ادامه مطلب
[ شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٧:۳۳ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلاااااااااااام. صبح بهاری سرد همگی بخیر و دلخوشی!

عاقو من واقعا صبح سردم بود! هر چند قدم که می اومدم، بدنم مور مور میشد. ولی خب، هیچی نپوشیدم. هیچی هیچی هم که نه! منظورم کاپشن یا بارونی بود!!!!!نیشخند فقط یه چتر دستم گرفتم که اگه امروز بارونی شد، غافلگیر نشم!


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٧:۱۸ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلاااااااااااام. واااااااااای که چه بارون خوشگلی! گرم و مهربون!بغلقلب

اندازه همه قطرات بارون از خدا براتون برکت و خنده میخوام. و البته پول و آرامش و تن سالم و دل خوش و ..................نیشخند دیگه وقتی زبون دعا باز میشه، نباید زود ببندیمش. هی باید بگیم و بگیم و برای همه خیرت و برکت بخوایم.

خب، می بینم که آشتی خانم لات شده و ساعت هفت صبح تازه بیدار میشه از خواب! آخه میدونی چرا؟ چون میخواد رو پای خودش وایسه!!!!!!!! (دیدین کلیپش رو؟؟؟!!)قهقهه

خب دیشب تا ساعت یک داشتیم با مهدی می حرفیدیم تو رختخواب. اینه که وقتی ساعت شش و ربع موبایلم آلارم داد، چشمم رو به زور باز کردم و دوباره بستم. بعد با صدای دزدگیر یه ماشینی بیدار شدم و دیدم ساعت چند دقیقه به هفته. اومدم تو هال و دیدم مانی بیدار شده نشسته تو تختش. حاضر شدیم و اومدیم با هم. سر راه هم واسه خودم و مهد مانی اینا نون گرفتم و البته یه خامه شکلاتی هم بردم مهد به مربی و بقیه بچه ها جایزه دادم که تو عید اومدند سر کار!!چشمک


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٧:٢٧ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلام و صبح بخیر. صبح بهاری همه به سلامتی و لبخند و نشاط.

چند صباح دیگه هوا گرم میشه و حسرت این روزها رو میخوریم. این هفته دوم هم خودش عالمی داره. آدم تو خلوتی عید میاد سر کار! یه جوری دچار حس دوگانگی میشه. که اگه عیده و همه تعطیلند، من سر کار چه میکنم!!!!!! اگه من سر کارم، چرا اینقدر خلوته!!!!!

ولی اینم خوبه دیگه. بذار حالا دو روز آدم ده دقیقه ای برسه سر کار!چشمک


ادامه مطلب
[ شنبه ۸ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٧:٠٥ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]

سلااااااااااااام! من اومدم!!!!!!!!! یوهوووووووووو! اینم اولین سلام سال 1394! قلبماچ

خب طبق قرار قبلی من باید امروز مرخصی باشم. ولی چون دیروز از سفر برگشتیم، دیدم امروز رو بیام بهتره. مرخصی هام رو میذارم واسه اسباب کشی!چشمک

شماها خوبید؟ ایشالا تن همه تون سالم باشه و دلتون هم خوش. جیبهاتونم پر پول!بغل


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٧:٠٩ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

متاهلم و یه پسر چهار ساله دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

مرجع وبلاگ نویسان جوان


  • پرشین بلاگ | ایران بلاگ