چرا تن به این رنج می دهد عشق عشق عشق
 
قالب وبلاگ

راستش از سال 85 که ما عروسی کردیم و در منطقه انقلاب ساکن شدیم، من هر روز واسه اینکه بیام اداره، خودمو میرسونم میدون انقلاب و همون اول کارگر شمالی، سوار ماشین خطی های انقلاب ـ سیدخندان میشم! دنیای ماشین خطی ها هم عالمیه واسه خودش!

اول اینکه یه خط نگه دار دارند که  خط نگهدار این خط، یه آقایی به نام عباس آقا! ولی از نوع کوچیک و ریزه میزه! خیلی مودب و با تربیته و خیلی هم به مسافرین احترام میذاره. الان دیگه شش هفت ساله که من از این مسیر میرم و میام! یادمه وقتی باردار بودم، خیلی هوای منو داشت! حتما کاری میکرد که جلو بشینم و بهم سخت نگذره! حتی یادمه یه بار یه آقایی جلو نشسته بود که ماشین پر بشه، آقاهه رو پیاده کرد که من بشینم! راستش من جلوی اون همه مسافر خجالت کشیدم ولی ایشون گفت: «شرایط شما استثناییه! ایشون خودش باید درک کنه!!!!!!!!!!»

خلاصه که نه ماه بارداری ما تموم شد و رفتیم تو مرخصی شش ماهه زایمان. بعد از اون گاهی میشد که مانی رو می آوردم اداره. خب، از اون مسیر میرفتم و می اومدم. یادمه بار اول که من و مانی رو با هم دید، یه لبخندی زد ولی هیچی نگفت!

کلا راننده های خوبی داره این خط. البته دوتاشون خیلی بداخلاق بودند و الان چند وقته که من نمی بینمشون. یکی شون هم یه دست فرمونی داره که همیشه میگم حیف بود که این طفلی نرفت تو مسابقات رالی. یعنی یه چیزی میگم یه چیزی می شنوید! یه بار اینقدر لایی کشید و تند رفت که مسافر خانمی که جلو نشسته بود، نرسیده به ولیعصر گفت: «آقا من پیاده میشم!» ایشون هم قول داد که تند نره! ولی قولش فقط یه دقیقه دووم داشت. یعنی فکر کنم خانمه دیگه کلاهش هم بیفته تو این خط، نیاد ورداره!!!!!!!!

دو تا پیرمرد هم بودند تو این خط که دیگه نیستند. یکی شون از این داش مشتی ها و لوطی ها بود که خیلی با مسافرها حرف میزد. اولش که می نشست، سلام میکرد. یه بارم گفت: «من همه اش پای رادیو هستم. یه مسافری زنگیده به رادیو که فلان راننده فلان خط خیلی خوبه من ازش تشکر میکنم. ولی کسی نیست اسمی از ما ببره!» بعد من اسمش رو پرسیدم که بزنگم به رادیو. اونم اسمش رو گفت. ولی از اون زمان، پنج سال می گذره و من تنبل این کار رو نکرده ام. اصلا نمی دونم طفلی زنده است یا نه. یعنی اون موقع واقعا خواستم این کار رو بکنم. ولی هی افتاد پشت گوش. اون موقع فکر کردم وقتی با یه تلفن دل یه نفر اینقدر شاد میشه، چرا نکنم؟ ولی خب نکردم. همون دلیلی که نذاشت برم مالزی دکترا بگیرم، همونم باعث انجام ندادن این کار شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خجالت

یکی از این راننده مسن ها هم بود که خیلی خیلی تمیز و مودب بود. اصلا ماشینش دسته گل بود همیشه. سر و وضع خودش هم یه جوری بود که آدم فکر میکرد داره میره مهمونی. بعد ایشون پشت چراغ قرمز که توقف میکرد، میرفت از صندوق عقب، یه روزنامه در می آورد و می خوند!!! یعنی کلاسش همه رو کشته بود! خدا همه راننده ها رو حفظ کنه. واقعا کار طاقت فرساییه. ما نیم ساعت میشینیم پشت ماشین، وقتی پیاده میشیم، میخوایم سر هم رو بکنیم که مردیم از بس کلاج ترمز گرفتیم!!!!!!

از این بحث ها بگذریم، اگه دقت کرده باشید، من روی چیزهایی که دوست دارم اسم میذارم. مثلا کلوم که یادتونه؟! یا دو تا فنچ ها!! راستش من از بچگی عاشق گل حسنی یوسف بودم. به نظرم خیلی خیلی گل قشنگی بود. چند سال پیش یکی از همکارهام یه شاخه از باغچه خونه باباش که خیلی آباد و سرسبزه، یه شاخه گل حسنی یوسف واسم آورد و ما گذاشتیمش توی اب، ریشه داد و رفت تو گلدون و فقط اینو بهتون بگم که بعد ای یه مدت کوتاه، تمام شرکت شد گل حسنی یوسف! یعنی اینقدر این گل قشنگه که خدا میدونه. بعدش هرکی گل خودشو برد خونه شون. البته من اون سال نبردم خونه. همین جا توی شرکت بود.

تا اینکه چند روز پیش یه شاخه دیگه از این گل قشنگ نصیبم شد. منم چون جایی که می شینم، اصلا نور آفتاب نداره، بردمش گذاشتمش پشت شیشه پنجره اتاق کنفرانس! هر روزم میرم بهش سر میزنم و حالشو می پرسم. دیروز که رفتم، به نظرم اومد یه جوونه کوچیک وسطش زده. نمیدوم چرا بی اختیار اسمش رو گذاشتم شبنم!

و اینم از یه زاویه دیگه:

می بینید وسطش چه جوونه ای زده؟ حالا باید بذارمش جلوی آفتاب که برگهاش پررنگ بشه!قلب

راستی بچه ها! من اولین باره دارم اینجا عکس میذارم! یه جایی بود به نام آپلود 68 که اینجا هم بهش لینک داده بودم ولی ظاهرا زده اند شتکش کرده اند! برای همین از آپلود پرشین بلاگ استفاده کردم. منتها نوشته فقط وبلاگهای پرشین بلاگ می تونند ببینند. اگه جای دیگه ای رو می شناسید، بهم بگید. متشکرم!

 

 

[ دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٧:٥۸ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

متاهلم و یه پسر چهار ساله دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

مرجع وبلاگ نویسان جوان


  • پرشین بلاگ | ایران بلاگ