چرا تن به این رنج می دهد عشق عشق عشق
 
قالب وبلاگ

راستش از زندگی شخصی خودم خیلی حرف دارم که بگم ولی فعلا بذارید باشید واسه بعد!

همه داریم یه چیز دیگه ای رو پیگیری می کنیم. خود من دیشب تا حوالی ساعت دو بیدار بودم! هم خوابم نمی برد هم مانی یه کم اذیت میکرد. صبح هم پنج و نیم بیدار شدم دیدم هیچ خبری نیست. یعنی هنوز آرایی اعلام نشده بود. ساعت ده دقیقه به شش اولین خبر بیرون اومد. تا الانم که سه چهار بار خبرها رفرش شده.

به نظرم اگه آرا، مهندسی نشه، همین دور اول تموم میشه. از دور دوم رفتن خیلی دل خوشی ندارم. چون ممکنه اون سه نفر با هم ائتلاف کنند. اونوقت دوباره باید بیفتیم به جون تحریمی ها که رای اونا رو جمع کنیم. ولی فکر نکنم کار به اونجا بکشه. ایشالا همین دور اول تموم بشه.

پناه بر خدا.

طبق آخرین آماری که دارم از سایت انتخاب میگیرم، مجموع آرا «ر»، از دو میلیون و هفتصد هزار نفر، تقریبا یه چیزی در حدود یک میلیون و چهار و شصت هزاره! یعنی از نصف گذشته. ولی بازم باید صبر کنیم تا شمارش تموم بشه!

قبل از ساعت هفت اداره بودم! کلا دیشب سه ساعت بیشتر نخوابیدم. الانم خوابم نمیاد. ولی یه لیوان نسکافه و یه لیوان چای خورده ام که لااقل سرپا بمونم. دیشب داداشم به شوخی میگفت: «بابا بگیریم بخوابیم که فردا جون داشته باشیم فرار کنیم!!!!!!!!!!!!!!»نیشخند البته این حرف گریه داره!!!!!!!!!!گریه

فقط من یه حماقتی کردم که نباید این کار رو میکردم. راستش رئیس جدیدم، خیلی آدم محترم و با شخصیتیه. ولی محافظه کاره! یعنی دوست نداره کسی از نظرش باخبر بشه. من این سه روز آخر که داشتم همینطور اس ام اس پشت اس ام اس فوروارد میکردم، یه اس ام اس تبلیغاتی فرستادم واسه ایشون!!!!!!! که کاشکی این کار رو نمیکردم. البته هنوز که اتفاقی نیفتاده! ولی کاشکی این کار رو نمیکردم. امروز صبح هم که اومد، مثل احمق ها با خنده بهش گفتم: «از آرا خبر دارید؟!» اونم خیلی معمولی و شاید ناراحت گفت: «بله!» بعد من مثل احمق ترها گفتم: «از پنجاه درصد گذشته!» اونم بی تفاوت نگام کرد. بعدش من خودمو جمع و جور کردم و از اتاقش اومدم بیرون!!!!!!!!!!!!!!!!!!

البته امیدوارم از چیز دیگه ای ناراحت بوده باشه. الانم رفت بیرون. از رفتار حرفه ای ام (!) بعید بود همچین کاری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! الانم قبل از اینکه بره بیرون، یه کاغذ بهم داد که یازده مورد رو روش نوشته و گفت که پیگیری کنم این موارد رو!!!!!!!!!!!!

دیگه باید لال بشم و هیچی نگم!

[ شنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۸:٢۱ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

متاهلم و یه پسر چهار ساله دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

مرجع وبلاگ نویسان جوان


  • پرشین بلاگ | ایران بلاگ