چرا تن به این رنج می دهد عشق عشق عشق
 
قالب وبلاگ

یکی از شوهرخواهرهای مهدی، شرکت سمپاشی داره. خیلی هم تو کارش خبره است. دیشب که خونه مامان مهدی بودیم، گفت که فنچ ها ممکنه کک داشته باشند و با وجود مانی توی خونه، باید پرنده ها رو رد کنید که برن!

خب این در حالیه که من توی این سه هفته خیلی بهشون انس گرفته ام. هر چند روز یکبار واسه شون تخم مرغ آب پز می ذارم، قفسشون رو تمییز میکنم، ظرف آبشون رو پر میکنم و دونه میریزم واسه شون. و به خاطر اینکه مانی خفه شون نکنه، قفس شون رو گذاشته ام روی ماشین ظرفشویی که البته توی آشپزخونه است. از صبح دارم می گردم توی یه وبلاگ که در مورد فنچ هاست، که ببینم اینا کک دارند یا نه. خلاصه  که اصلا دلم نمیخواد ازشون دور بشم!!!!!!گریه

آخه اگه یادتون باشه مانی میگفت اینا رو از قفس بیار بیرون که من باهاشون کشتی بگیرم!!!!!!!

کلا از اول هم برای همین با حضور حیوون توی خونه مخالف بودم! اینکه آدم بهشون وابسته بشه و بعد اونا بمیرند و آدم دق کنه!!!!!!

حالا هی دارم در به در می پرسم ببینم اینا رو چه کار کنم. دیشب که مهدی میگفت باید از خونه برن بیرون! که یه وقت نکنه مانی رو مریض کنند!!!! حالا صبح به داداشم گفتم ببینم یه ادم مورد اطمینانی می تونه پیدا کنه که بذارمشون پیشش یا نه.

دیروز عصر هم توی اون ترافیک شدید، رفتیم خونه بابام اینا و مانی رو برداشتیم و رفتیم خونه مامان مهدی. یعنی ترافیک اینقدر شدید بود که مانی که همون اول خوابید، منم وسط راه خوابم برد!!!!

راستش اولش خیلی سعی کردم با مهدی شوخی کنم و با هم دوست باشیم! ولی هر کاری کردم راه نداد. مثل عنق منکسره نشسته بود. احتمالا از سر کار ناراحت بود! منم دیدم تلاش هام به هیچ جایی نمیرسه، این بود که واسه خودم آهنگ گذاشتم. چند وقت پیش از اینایی که تو ترافیک سی دی می فروشند، یه سی دی فول آلبوم شهرام شب پره خریدیم. من بیشتر به این خاطر خریدم که تجدید خاطره بشه واسم از روزهای بچگی.

دیروز هم آهنگ «ایران ایران» رو گذاشتم. همونی که ارمیا خیلی قشنگ اجراش کرد و خوندش. یادمه اون وقتها وقتی از مانی می پرسیدیم «ارمیا چی می خونه؟» میگفت: «ایران... ایران....» و خودش هم همراه با ارمیا میخوند!!!!!!!!!!!!!

بعد من یاد این افتادم که وقتی بچه بودم چقدر اشتباه این شعر رو متوجه می شدم!!! خب فکر کنید آلبوم خواننده ها که اینقدر راحت دم دستمون نبود. باید صبر می کردیم مثلا رادیو آمریکا این آهنگ رو پخش کنه. ما هم همیشه با ختر عمه ام اینا یه نوار خالی آماده داشتیم تو رادیو ضبط که ضبطش می کردیم!!!!!!!! با اون کیفیت پایین و اون همه پارازیت! حالا فکر کنید که مثلا من ده یازده ساله بودم!!! ولی خب، شهرام شب پره رو دوست داشتم اون موقع!

دیروز با صدای بلند تو ماشین می خندیدم به خودم که چقدر این آهنگ رو غلط غلوط می خوندم. مثلا یه جا توی اهنگ میگه: «شب انتخاب واژه   که ترانه مو بسازه» اونوقت من فکر میکردم میگه: «شب انتخاب زوجه   به ترانه مو به سازه»!!!!!!!!!! یعنی هیچیش به هیچیش ربط نداشت!!!!!!!!!!!!!قهقهه

تو رو خدا بذارید این شعر رو بنویسم بعد اینم بگم که من چقدر غلط غلوط می خوندمش وقتی بچه بودم:

بیایید به ادامه مطلب:


شب شعر توی ذهنم با حروف تازه تازه

شب انتخاب زوجه به ترانه مو به سازه (شب انتخاب واژه که ترانه مو بسازه)

مثل پروانه زدم پر میون باغ الفبا

یک به یک واژه کردم از من خواهم به رویا!!!!!!!!! (یک به یک دوره کردم از الف تا همزه و یاء)

بین حرفهای صدادار داشتن های خدادار!!!!!! (بین حرفهای صدا دار، داد زد آی کلاه دار)

منو بردار با یه مورد(!) بنویس دوباره وهیار!!!! (منو بردار با «ی» و «ر»، بنویس دوباره از یار)

ایران ایران ایران ایران

اما من یاری نداشتم با کسی کاری نداشتم

یار و با سه تا حروفش یه گوشه ای کنار گذاشتم

باز دوباره تو کتابها سر گذاشتم پی حرفها

گشتم و گشتم و دیدم باز دوباره حرفی از یار

الفبای هوله هوا الفباری هوله هوا!!!!!!!! («الف» و «ی» و «ر» و «آ»)

اگه با «نون» جور می اومد

واسه من قشنگترین اسم توی ذهنم در می اومد

از دل خانه ویران از سر سفره بی نان، نونی برداشتم و دیدم، نام شعرم شده ایران

ایران ایران

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!قهقههقهقههقهقهه

بعد مثلا فکر کنید برای خودم تفسیر هم میکردم که مثلا الفبای هوله هوا یه الفبای خیلی سختیه که شهرام به خاطر ایران رفته یادش گرفته!!!

خب بچه بودیم دیگه! اون وقتها آلبوم خواننده ها اینجوری راحت دم دست نبود. با قاچاق و بدبختی می اومد و اونم روی نوار کاست ضبط میشد! یادمه سه ماه تابستون میرفتیم کرمانشاه و من بیشتر اوقات خونه عمه ام اینا بودم. با سه تا دختر عمه هام حسابی حال میکردیم و باور کنید مثلا سه ماه تابستون رو با یه کاست جدید شهرام یا اندی و کورس سر می کردیم! خسته هم نمی شدیم ازش.

البته الان فرق کرده. الان آدم روی یه سی دی یا فلش دوازده تا آلبوم می ریزه و یه هفته بعد ته همه اش در میاد و ازشون خسته میشه. سرعت اینقدر رفته بالا که اصل لذت واقعا از بین رفته!!!!!!!!!! هرچند که ماهیت بعضی از آهنگها اینحوریه.

البته من خودم با آهنگهای داریوش و فرهاد بزرگ شده ام. (سالهای بعدش با آهنگهای ابی و سیاوش قمیشی عاشقی کردم.) تو فاصله ای که مامانم ظهر بره مدرسه و بابام از مدرسه برگرده، من و داداشم که از من دو سال و نیم کوچیکتر بود، نوارهای بابا رو گوش می کردیم و غالبا داریوش و گوگوش و فرهاد بودند. همه آرشیو شده و شماره خورده و فهرست شده!!!!!!!!!!!!!!!!!! ما هم اینقدر عاقل بودیم که فقط گوش می کردیم. البته بعضی وقتها داداشم رو جلدشون نقاشی میکرد!!!!!!!!!!!!

حالا کسانی که سن شون به اون وقتها میخوره، می دونند من چی میگم!!!!!!!

به قول معروف شما یادتون نمیاد!!!!

پی نوشت:‌

اسم اصلی این آهنگ شهرام، «باغ الفبا» است.

 

 

[ پنجشنبه ٦ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۸:۳۸ ‎ق.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

متاهلم و یه پسر چهار ساله دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

مرجع وبلاگ نویسان جوان


  • پرشین بلاگ | ایران بلاگ