چرا تن به این رنج می دهد عشق عشق عشق
 
قالب وبلاگ

وقتی رفته بودیم پیش مشاوره _ حدود شش ماه پیش ـ من به مشاوره گفتم:

یکی از چیزهایی که منو نگران میکنه، اینه که الان بین ما طلاق عاطفی اتفاق افتاده. یعنی جای محبت خالی شده. من از این میترسم که این جای خالی با محبت یکی دیگه پر بشه. چه برای من چه برای مهدی. من حتی از این میترسم که این اتفاق برای خودم بیفته. بیخودی هم شعار نمیدم که نه، من اینکاره نیستم، من متعهدم و ... من از این شعارها خیلی می ترسم. همچین به سر آدم میاد که نگو.

مشاور خندید و گفت: چه خوبه که اینقدر صادقی و  همه چی رو اینقدر صادقانه میگی!

حالا دلم میخواد برم پیش همون مشاور و بگم: خانم مشاور عزیز! دیگه بین مون طلاق عاطفی نیست. بلکه مرگ عاطفی اتفاق افتاده چون به خاطر یه بچه داریم همدیگر رو تحمل می کنیم و هیچی بین مون نیست!

به نظر شما، چطوری میشه مرگ عاطفی رو جبران کرد؟ راه برگشتش چیه؟

[ شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ آشتی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

متاهلم و یه پسر چهار ساله دارم.
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

مرجع وبلاگ نویسان جوان


  • پرشین بلاگ | ایران بلاگ