هستم ولی مستتر!

سلام به روی ماه همه تون. فدای ابراز محبت هاتون که اینقدر صادقانه و خالصه.

حالم خوبه ولی نمیتونم بنویسم امروز. گفتم منتظرتون نذارم.

فدای همگی.بغل

راستی، صبح قشنگتون بخیر!قلبقلب

/ 33 نظر / 86 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

سلام آشتي جونم. پستايه نخونده رو خوندم. ماشالله چه پركاري تو. انشالله كارايه خونتون تموم بشه و به سلامتي ساكن بشي. مهدي هم واقعا اخلاقش بهتر شده. مشاوره بي تاثير هم نبوده. اميدوارم مسئله ي كارشم به بهترين شكل حل بشه. مواظبه خودت باش عزيزم. بوووووووس

سحرناز

استتارت خیلی طول کشیدا آشتی! بیا دیگه!

امیر

چرا چیریت شده خدای نکرده [گل] برات شادی ارزومندیم

اتشي برنك اسمان

كجايي خانوم؟!!!

افروز

دخترم نمی شده برات نظر نوشت خطای سرور 6ذ می ده! سه روزه پاره کردم خودمو!! نشد که نشد!!! راستی در مورد تبدیل وبت به سایت هم باهات صحبت می کنم

افروز

سلام آشتی جونم ینی از صب دارم تو اون تصویری که واسه نوریا ساختی تصورت میکنم نمیری توووووووووووووو دل درد گرفتم!!! دمپایی جلو بسته ی قهوه ای [قهقهه][قهقهه][قهقهه] از اینا که توش پر آب می شه (از سه روزه دارم تلاش می کنم که این پیام و سند کنم ، خطای سرور می ده. امیدوارم الان ثبت شه [منتظر])

samira

Ruzet mobarak mehrabun,bebakhshidbabatetakhir[گل]

لیلا

سلام عزیز دلم، امیدوارم ننوشتنت طولانی نشه، خیلی بهت عادت کردم دوست جون[ماچ]روزت هم مبارک[گل]

مجتبی

راستی ازمامان پرسید م واسه اون موضوع که گفتی پدرو مادرت زمان اسفندیار خان تدریس میکردن / گفت روستای تراب صیدایاز بوده روستای بالاتر ازما نزدیک 15 کیلومتر با ما فاصله داره .

مجتبی

خیلی ممنون / دیروز به داداشم گفت بر حسب اتفاق با یک توسایت اشنا شدم که قبلا پدرش ومادرش تو منطقه بودم اون نشناخت ولی مامان گفت که اسفندیار خان تو روستا تراب صیدایاز بوده /